اگر نه ، پسته اي خندان بمانيم

 
کاسه ها لیسیده ، پاچه ها خاریده
نویسنده : پسته خندان - ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٩
 

سخنانی بسیار در وجنات و سکنات و محاسن دولت کریمه راندند که پنداری چهار سال متمادی سرزمین ما ملک گل و بلبل بوده که همانا ملت نان جو نخورده اند و اکمل الطعام تناول نموده اند و پروردگار باری تعالی انشعابی از کوثر را بر ایرانیان روان کرده است. شکر حق زمین هم که هیچوقت بی منجی و رهبر نمی ماند که فی الواقع کسوت این علیه السلام به پیش از ظهور پیامبر اکرم بر می گردد لیکن می خواستند برای پیامبر ما سه نشود کوتاه آمده و سال هشتاد و چهار ظهور کردند. نوح هم که خواب است یا خود را به خواب می زند و مجلس آرای بلامعارض گردیده و به زیبایی های دنیا و ظواهرش پشت کرده و تنها با میکروفنی روزگار می گذراند، از او حمایت ها کرده و سکان را به دست وی سپرده است تا ما را به درک اسفل و صد البته افضل رهنمون شود. بدان جهت که صورت وی زیبا نبوده است، بر وی مکاشفاتی نیز بر آمده است تا مصداق بارز سیرت زیبا گردد و بر سخنان شیخ اجل جامه ی عمل بپوشاند، زین سبب هاله ای نورانی به دور کله دیدی و کلی کیف کردی، زی زی گولو و اطرافیانش از وی حمایت ها کردند، او نیز جوگیر گردید و کلی شنگول شد. پس بشکن ها زدی و جفتک ها انداختی که دودش به چشم مردم رفت فی المثل " ورم اقتصادی". باری صورتت که زیبا نبوده است، لیکن در مناقشات و صد البته مناظرات سیرت زیبای خود نیز کتمان کردی. گوئیا وقتش رسیده تا به شیخ اجل سعدی شیرازی بگوییم:  زرشک !


 
comment نظرات ()
 
 
27 ساعت قبل از اعلام نتایج کنکور
نویسنده : پسته خندان - ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳۱
 

سلام‌ . به من حق بدهید که با توجه به ظرفیت پایین پذیرش دانشگاه ها و خیل انسان های طالب علم و مشتاق ورود به دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد ٢٧ ساعت قبل از اعلام نتایج مقادیری قاطی کنم . این شعر ماحصل قاط زدن های دم آخریست .آخ

استرس داریم و بی تابیم باز

در پی یک رتبه ی نابیم باز

ما مجاز انتخاب رشته ایم

یا که عکس پاره ی قابیم باز

 

زرتمان غم سور می گردد همی

آش هامان شور می گردد همی

آرمان شهر جوانان بعد از این

جملگی کنکور میگردد همی

 

تست ها دادیم در این رهگذر

(پارسه) یا (سنجش) تکمیل تر

حالیا آیا قبولی آن ماست

یا که نه امسال هم کنکور پر !؟


 
comment نظرات ()
 
 
با پوزش فراوان از حضرت حافظ
نویسنده : پسته خندان - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٠
 

نه جامی و نه دیگر می، بده ساقی کمی "ودکا"

الا یا ایهاالساقی، ادر کاسا ونا ولها

چه یار ناز و مامانی، گرفتم تنگ در آغوش

نیناش ناشی کند حالا، که حل گردند مشکل ها

به بوی تند تریاکت، دماغم کیپ گردیده

کمی کمتر بکش جانا، که جر دادی دماغت را

مرا در منزل یارم، فقط عیش است چون هر دم

تنش بسیار می خارد هم از پایین، هم از بالا

"play boy" را بزن بر تن، که پیر مخ زنان گوید

"که سالک  بی خبر نبود ز راه و رسم" این کارا

شب تاریک و بیم رقص با "رویا" در آن مجلس

همه دانند حال ما، به غیر از مادر "رویا"

حضورش را نمی خواهم، نباشد شادتر هستم

فنا کردم به پای او، مجال بهترین ها را

 

 


 
comment نظرات ()